PostHeaderIcon هدیه امام حسین(ع) به میرزا تقی خان امیرکبیر

+ 0
+ 0

از عطش حسین حیا کردم.گفتم' میرزا تقی خان! 2 تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
به نقل از  آیت الله اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت

خیر

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت
نه

با تعجب پرسیدم

پس راز این مقام چیست؟

جواب داد

هدیه مولایم حسین است!

گفتم چطور؟

با اشک گفت

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد
آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت

به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم

منبع: کتاب آخرین گفتارها

 

كتابهاي مقتل و روضه
جستجو
اوقات شرعی

در محضر امام حسين (عليه السلام)
چاره ندانستن
امام حسين (عليه‏ السلام) فرمودند: مَن أحجَمَ عَنِ الرَّأي و عَيِيَت بِهِ الحِيَلُ ، كانَ الرِّفقُ مِفتاحُهُ ؛ هر كه از اظهار نظر درماند و راه چاره درمانده‏اش كند ، نرمى و مدارا كليد او باشد . [ ميزان الحكمه ، ح 6869 ]
آمار بازدیدکنندگان
239امروزmod_vvisit_counter
410دیروزmod_vvisit_counter
649این هفتهmod_vvisit_counter
2999هفته گذشتهmod_vvisit_counter
11248این ماهmod_vvisit_counter
17787ماه گذشتهmod_vvisit_counter
1425155کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 40 مهمان, 9 ربوت حاضر
IP شما: 54.225.57.89
 , 
امروز: 29 آبان 1396
مطالب سایت

بازکردن | بستن