PostHeaderIcon زنان قهرمان كربلا

+ 0
+ 0



جلوه برجسته ديگر ياران ابى عبدالله(ع) اين است كه حضرت, بانوان فداكارى از بنى هاشم و غير آنها را در زمره ياران وفادار خويش داشت تا بانوان نيز بدانند كه

مى توانند افتخار ((انصارالله)) شدن, ((انصارالحسين)) شدن را داشته باشند

در رإس اينان ((زينب)) شير زن قهرمان كربلا است. قلم از توصيف اين بزرگ انسان تاريخ بشريت عاجز است تنها مى توان اين را گفت كه: او فاطمه ثانى است.

زن مگو مرد آفرين روزگار

زن مگو بنت الجلال اخت الوقار

زن مگو خاك درش نقش جبين

زن مگو دست خدا در آستين


ديگر بانوان هاشمى كه بهمراه حضرت بودند عبارتند از: ام كلثوم, ام هانى و رقيه ـ هر سه از دختران امام على(ع) ـ , رمله همسر امام مجتبى, سكينه بنت الحسين, فاطمه بنت الحسين, فاطمه دختر امام حسن و رباب دختر امرئ القيس.

از بانوان غير بنى هاشم: ام خلف همسر حضرت مسلم, ام وهب, همسر وهب, حسنيه كنيز سيدالشهدإ مادر شهيد منحج بن سهم, همسر جناده بن حارث و فكيهه خادمه منزل امام حسين(ع).

اين زنان فداكار بيشترين نقش را در فداكارى فرزندان و همسر خويش داشته اند.

ام خلف پس از شهادت همسرش مسلم, فرزندش خلف را ترغيب به فداكارى در ركاب امام حسين(ع) كرد او نيز با كشتن سى نفر از دشمنان سرانجام به فوز

عظيم شهادت نايل آمد(18)

ام وهب به فرزندش گفت: از تو راضى نمى شوم مگر آن كه در ركاب امام حسين به شهادت برسى: ((مارضيت حتى تقتل بين يدى الحسين))(19)

همسر وهب نيز ضمن تشويق شوهرش عمودى به دست گرفته به همراه شوهر مى جنگيد كه با دعا و درخواست امام حسين(ع) به خيمه مخصوص بانوان برگشت.(20)

اين زنان فداكار, درس ايثار و فداكارى, درس حضور عفيفانه زنان در صحنه هاى اجتماعى و درس چگونگى عروج مردان از دامن خود را آموختند.

اگر اين بانوان فداكار نبودند چه بسا دشمنان, فرياد مظلوميت عاشورا را خاموش مى كردند اين حماسه ها و فريادها و ناله هاى از دل برآمده بود كه جلوى تحريف

واقعه عاشورا را گرفت. فريادها و خطبه هاى آتشين زينب و ديگر بازماندگان نهضت عاشورا سند تثبيت نهضت خونين عاشورا بر تارك تاريخ شد.

به تعبير مورخ دانشمند مرحوم آيتى:

((... گفتن اين مطالب (فريادهاى افشاگرانه) لازم بود و قطعا اهل بيت در اين گفتار در نظر داشتند و مى دانستند كه فردا كه دشمن با عكس العمل اين كارها رو به

رو شد اصرار خواهد كرد كه با هر قيمتى شده است تاريخ شهادت امام را تحريف كند و فكر مردم را در گمراهى بيندازد به همين جهت با كمال هوشيارى و مآل

انديشى در هر انجمنى و در هر بازار و كوچه اى, در پاسخ هر پرسشى فصلى از آنچه روى داده بود مى گفتند و گوشه اى از تاريخ شهادت امام را روشن مى

ساختند براى همين بود كه در همان روز اول ورود به كوفه سه نفر از بانوان اهل بيت خطبه خواندند و به اين فكر هم نيفتادند كه چون امام چهارم در ميان ما هست و

هم با مردم كوفه و هم با ابن زياد سخن خواهد گفت ديگر نيازى به سخن گفتن ما نيست هر كدامشان كه فرصتى به دست آورد ولو از ميان كجاوه صدا بلند كرد و

مردمى اغفال شده را در جريان صحيح مطلب گذاشت... من معتقدم كه امام چهارم و بانوان اهل بيت موقعى فكرشان آسوده شد و از پريشانى و اضطراب خاطر

بيرون آمدند كه چند روزى در مركز خلافت ماندند و سخنان خود را گفتند و مردم شام را هم از اشتباه درآوردند و كارى كردند كه اگر تاريخ نويسى در شام هم مى

خواست جريان واقعه كربلا را بنويسد جز آنچه طبرى و مفيد و ابو الفرج اصفهانى نوشته اند نمى توانست بنويسد در آن روز كه اهل بيت مى توانستند به بازگشت

خويش علاقه مند باشند و راه مدينه را با خاطرى آسوده در پيش گيرند, داغدار بودند, با گريه و شيون به مدينه درآمدند و شهر مدينه را منقلب كردند اما از نظر هدف

فكرشان آسوده بود و ديگر نگران آن نبودند كه تا فردا جريان عاشورا را به چه صورتى بنويسند و قيام اباعبدالله(ع) را چگونه توجيه كنند...))(21)

دو زن در كربلا اين افتخار را داشتند كه در ركاب سالار شهيدان به شهادت برسند:

((يكى ام عبدالله بن عمير و ديگرى مادر عمروبن جناده)).




جانبازان كربلا

جانبازان سند افتخار انقلاب و نهضت اند و كربلا اين مفاخر را با خود داشته است.

از جانبازان قيام كربلا, سردار بزرگ لشكر عشق, حضرت اباالفضل العباس(ع) است.

او با دو دست بريده فدايى سالار شهيدان شد:

اى ساقى سرمست ز پا افتاده

دنبال لبت آب بقا افتاده

دست و علم و مشك سه حرف عشق است

افسوس زهم اين سه جدا افتاده


دو تن از جانبازان كربلا پس از شهادت امام حسين(ع) بر اثر جراحتهاى وارده به فوز عظيم شهادت نايل آمدند اين دو عبارت اند از:

1 ـ سواد ابن منعم نهمى كه به اسارت گرفته شد و بعد از شش ماه بر اثر جراحات وارده به شهادت رسيد.

2 ـ موقع بن ثمامه صيداوى, او ابتدا به اسارت گرفته شد سپس تبعيد شد و بعد از يك سال بر اثر جراحات وارده شهيد گشت.



ويژگيهاى ياران امام حسين(ع)

ياران امام حسين(ع) آنقدر از خود افتخار به جاى گذاردند كه قلم توان ترسيم آن همه بزرگوارى و ايثار را ندارد.

همان بهتر كه امام حسين(ع) آنان را بستايد كه: ((شما بهترين و باوفاترين ياران ايد.))

عمده ويژگيهاى اين شهيدان عبارت بود از:

1 ـ بصيرت در دين

بصيرت در دين يعنى روشن بينى عميق در دين و با چشم باز راه دين را برگزيدن و پاى آن مقاومت كردن همان كه خداوند به آن مومنان را مى ستايد.

((انما المومنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم فى سبيل الله اولئك هم الصادقون;(22)

مومنان واقعى تنها كسانى اند كه به خدا و رسولش ايمان آورده

سپس هرگز شك و ترديدى به خود راه ندادند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند اينان راستگو هستند.))


ايمان, جهاد با مال و جان در راه خدا از برجسته ترين ويژگيهاى ايمان بابصيرت است.

شهيدان كربلا نمونه ارزشمند دين داران بابصيرتند. بى ترديد در زمان قيام امام حسين(ع) صدها هزار نفر ادعاى مسلمانى داشتند و از قيام حضرت نيز با خبر بودند.

اين هنر كربلاييان بود كه با لبيك به نداى مظلوميت سالار شهيدان بصيرت خويش را در ميدان عمل نشان دادند آنان اين بينش بلند را داشتند كه اسير دنيا نباشند كه

امير بر آن باشند, بى بصيرتان بنده دنيا شدند امام حسين(ع) فرمود:

((الناس عبيدالدنيا و الدين لعق على السنتهم يحوطونه ما درت معائشهم فاذا محضوا بالبلإ قل الديانون;(23)

مردم بنده دنيايند و دين لقلقه زبان آنهاست تا آن جا آن را دارند كه زندگى آنها تإمين شود.

وقتى با بلا آزموده مى شوند دينداران كم مى شوند. ))


شهيدان كربلا با نثار جان خويش بندگى و عبوديت خويش را در پيشگاه حق به منصه ظهور گذاشتند و اين همه فداكاريها در سايه بصيرت بود. اين بصيرت والاى حضرت

على اكبر بود كه لباس افتخار شهادت را بر قامت او پوشانيد. وقتى پدر كلمه استرجاع را گفت و على اكبر, راز آن را فهميد با افتخار گفت: ((فاننا اذا لانبالى ان نموت

محقين;(24) حال كه ما بر حقيم از مرگ نمى هراسيم.))

اين بينش والاى سردار رشيد كربلا اباالفضل است كه هستى اش را فداى برادر و امام خويش مى كند و شكوهمندانه رجز مى خواند كه:

لا ارهب الموت اذالموت رقى

حتى اوارى فى المصاليت لقا

نفسى لنفس المصطفى الطهر وقا

انى اناالعباس اغدوا بالسقا

و لا اخاف الشر يوم الملتقى(25)


((از مرگ نمى هراسم به هنگامى كه آثار آن آشكار گردد و به آن پشت نمى كنم تا آن زمان كه خود را در ميان شمشيرهاى برهنه اندازم و در بين شمشيرها

پوشيده گردم جانم فداى حسين كه جان محمد است. مرا از آن رو عباس سقا گويند كه باكى از برخورد دشمن به هنگام رويارويى ندارم)).

مى توان مضمون اين رجز بلند اباالفضل را در اين شعر فارسى ذكر كرد كه:

مرگ اگر مرد است گو نزد من آى

تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ

من از او عمرى ستانم جاودان

او زمن دلقى ستاند رنگ رنگ


حضرت امام صادق(ع) همين ستايش را نسبت به حضرت اباالفضل(ع) دارد:
2 ـ ارتباط عاشقانه با خداوند

دومين ويژگى شهيدان كربلا كه برگرفته از بصيرت عاشوراييان بود ارتباط تنگاتنگ و عاشقانه با خداوند بود; در زيارت رجبيه خطاب به ياران امام حسين(ع) مى خوانيم:

((السلام عليكم ايها الربانيون, انتم خيره اختاركم الله لابى عبدالله(ع) و انتم خاصه اختصكم الله به;

سلام بر شما اى ربانيون, شما برگزيدگان خداييد كه او شما را براى ابى عبدالله(ع) برگزيد و مشمول عنايات ويژه خويش ساخت.))


((ربى و ربانى)) كسى است كه ارتباط تنگاتنگ و عاشقانه با خدا داشته باشد و شهيدان كربلا اين ارتباط عاشقانه با خداوند را داشتند و همين عشق و محبت بود كه

آنها را تا مرز فدا شدن در راه خدا پيش برد كه عشق و محبت جاذبه ساز است و همانند آهن ربا آدمى را به سوى خويش مى كشد:

گر جام عشق دم زند آتش در اين عالم زند

اين عالم بى اصل را چون ذره ها بر هم زند

عالم همه دريا شود دريا زهيبت لا شود

آدم نماند و آدمى گر خويش بر آدم زند



بر اين اساس است كه در آيات و روايات, دين, به عشق خداوند تفسير شده است, ايمان همان عشق و محبت به خداوند است گرچه از استدلالهاى عقلى ناشى

شود در روايات فراوانى آمده است:

((الدين هو الحب و الحب هو الدين;(27) دين محبت خداوند است و محبت همان دين است.))


در روايتى از حضرت امام صادق(ع) مى خوانيم:

((لايمحض رجل الايمان بالله حتى يكون الله احب اليه من نفسه و ابيه و امه و ولده و اهله و ماله و من الناس كلهم;(28)

ايمان كسى به خدا كامل نخواهد شد مگر آن كه خداوند نزد او محبوبتر از جان و پدر و مادر و فرزندان و خانواده و مال و تمام مردم باشد.))


اين خصوصيت را ياران امام حسين(ع) داشتند. همين ويژگى بود كه زمينه ساز وفادارى شكوهمند شب عاشورا شد, به طورى كه برخى گفتند: اگر هفتاد بار در راه

شما كشته و زنده شويم باز در ركاب شماييم و بعضى گفتند: هزار بار.

از جمله اين عاشقان: سعيد بن عبدالله حنفى است او آخرين نامه كوفيان را كه توسط حضرت مسلم بن عقيل نوشته شد و حمايت آنان ابلاغ گرديد براى حضرت

آورد و در ركاب حضرت بود تا به شهادت رسيد. ظهر عاشورا به هنگامى كه سالار شهيدان آخرين نماز عشق را در تيررس تيرهاى دشمن خواند سعيد خود را سپر

حضرت قرار داد و از هر طرف كه تير مىآمد به جان مى خريد تا حسين نمازش را به اتمام رساند او پيوسته دشمنان امام حسين(ع) را نفرين مى كرد. در واپسين

لحظات عمرش آن گاه كه بى رمق بر زمين افتاد گفت: حسين جان آيا من به عهد خود وفا كردم؟

حضرت فرمود: ((نعم و انت امامى فى الجنه;(29) بلى تو در پيش روى من در بهشت قرار دارى.))

نقل تمامى اين نمونه هاى عاشقانه, از حوصله اين مقاله مختصر بيرون است.



3 ـ شجاعت كم نظير

ديگر ويژگى برجسته شهيدان كربلا شجاعت آنان بود, امام حسين(ع) شب عاشورا خطاب به خواهرش زينب ياران خود را چنين توصيف مى كند:

((والله لقد بلوتهم فما وجدت فيهم الا الاشوش الاقعس يستإنسون بالمنيه دونى اسيناس الطفل الى محالب امه;(30)

به خدا سوگند آنها را آزمودم و نيافتم آنها را مگر دلاور غرنده (شيروار) باصلابت و استوار (كوهوار)

آنان به كشته شدن در ركاب من آن چنان مشتاق هستند همانند اشتياق طفل شيرخوار به پستان مادر.))


ريشه شجاعت ايمان راستين به خداوند است هرچه ايمان بيشتر باشد ميزان شجاعت بيشتر است, در روايتى مى خوانيم:

((من خاف الله عزوجل اخاف الله منه كل شىء و من لم يخف الله عزوجل اخافه الله من كل شىء;(31)

هر كس از خدا بترسد همه از او مى ترسند (از او حساب مى برند) و كسى كه از خدا نترسد خداوند او را از همه چيز مى ترساند.))


يعنى ايمان و شجاعت اثر كاملا متقابل دارند.

در روايتى از حضرت امام صادق(ع) مى خوانيم:
((المومن لايخاف غير الله و لايقول عليه الا الحق;(32)

مومن از غير خدا نمى هراسد و جز حق بر حضرت حق نمى گويد.))


شيرمردان كربلايى كانون ايمان بودند و دل و جانشان مملو از عشق به خدا لذا ترس در جانشان راهى نداشت همه آنها در حال تهاجم كشته شدند و تا تعداد زيادى

از دشمنان را به جهنم نفرستادند شهيد نشدند.

رجز كربلاييها هم نشانه هدفدارى و هم نشانه شجاعت و شهامت آنان است چه زيباست كه توصيف شجاعت ياران امام حسين(ع) را از زبان دشمنان امام حسين(ع) بشنويم.

به مردى كه در واقعه كربلا در همراهى عمرسعد حاضر بود گفته شد كه: واى بر تو, آيا فرزند پيامبر خدا را كشته اى؟!

آن مرد پاسخ داد: اشتباه كردى حرف نزن! اگر تو هم در آن جا بودى و مى ديدى آنچه را كه ما ديده ايم هر آنچه را ما انجام داده ايم مرتكب مى شدى. گروهى بر ما

يورش آورده و حمله ور شده بودند كه دستها به قبضه شمشير چون شير ژيان از چپ و راست ما را درو مى كردند و سواران و سپاهيان ما را درهم مى شكستند و

خود را به كام مرگ مى افكندند آنها نه امان مى پذيرفتند و نه به مال ((جايزه)) رغبت نشان مى دادند.

شعار آنها اين بود: ((يا مرگ يا تسلط بر حكومت!)) و هيچ چيز نمى توانست ميان آنها و گودالهاى مرگ و يا تسلط بر حكومت فاصله اندازد, اگر ساعتى آنها را به حال

خود رها مى كرديم و اندكى با آنها مدارا مى نموديم همه سپاهيان ما را نابود مى كردند در يك چنين گيرودار توان فرسا ما چه مى توانستيم بكنيم.))(33)

يكى از اين شجاعان ((عابس)) است او شيرمردى است كه وارد ميدان شد و مردانه گفت: ((الارجل, الارجل; آيا مردى نيست, آيا مردى نيست به مصاف با من

بيايد)) كسى را ياراى پاسخ گفتنش نبود عمرسعد گفت او را محاصره كنيد, سنگبارانش كنيد او وقتى چنين ديد زره را كند, كلاه خود را گرفت و به سوى آنها پرتاب كرد:

وقت آن آمد كه من عريان شوم

جسم بگذارم سراسر جان شوم

آنچه غير از شورش و ديوانگى است

اندر اين ره روى در بيگانگى است

آزمودم مرگ من در زندگى است

چون رهم زين زندگى پايندگى است


در همين حال مردانه جنگيد تا دويست نفر از دشمنان را به درك واصل كرد و سرانجام به شهادت رسيد.(34)

اينها برخى از ويژگيهاى شهيدان كربلاست. اين شهيدان وفادار از خصوصيات ديگرى همچون جهاد در خط امام, انس با شهادت, و... برخوردارند كه شرح همه آنها

مجال ديگرى مى طلبد.(35)

به اميد آن كه همه ما همچون ياران وفادار امام حسين(ع) پيوسته در سنگر سالار شهيدان باشيم و در قيامت با حضرت و يارانش محشور گرديم. ان شإ الله.



پاورقيها:-------------------------------------------------------

1 ) آل عمران(3) آيه146.
2 ) الميزان (چاپ بيروت) ج14, ص382 و 383.
3 ) بحارالانوار, ج44, ص147.
4 ) اصول كافى, ج2, ص242 و 243 ((باب قله عددالمومنين)).
5 ) بحارالانوار, ج47, ص123.
6 ) مروج الذهب, ج3, ص:70 ((... فعدل الى كربلإ و هو فى مقدار خمسمإه فارس من اهل بيته و نحو مائه راجل)).
7 ) تاريخ طبرى, ج5, ص:389((... و لحان اصحابه خمسه و اربعين فارسا و مائه راجل)).
8 ) مشير الاحزان, ص39.
9 ) تاريخ طبرى, ج5, ص393.
10 ) ارشاد, ص233.
11 ) الاخبار الطوال, ص256.
12 ) تاريخ يعقوبى, ج2, ص230.
13 ) مقتل الحسين خوارزمى, ج2, ص4.
14 ) ابصارالعين فى انصار الحسين, ص128.
15 ) تاريخ يعقوبى, ج2, ص218.
16 ) منتخب التواريخ, ج2, ص;218 معالى السبطين, ص127.
17 ) منتخب التواريخ, ص;264 ناسخ التواريخ, ج2, ص328.
18 ) رياحين الشريعه, ج3, ص;305 اعلام النسإ المومنات,ص142.
19 ) اعلام النسإ المومنات, ص373.
20 ) اللهوف فى قتلى الطفوف, ص44.
31 ) بررسى تاريخ عاشورا, ص168 و 169.
22 ) حجرات(49) آيه15.
23 ) تحف العقول (انتشارات اسلامى قم) ص245.
24 ) نفس المهموم (چاپ بصيرتى, قم), ص203.
25 ) نفس المهموم, ص334.
26 ) العباس بن على رائد الكرامه, ص36 با مختصر تفاوت از ذخيره الدارين, ص123.
27 ) تفسير نورالثقلين, ج5, ص83 و 84.
28 ) بحارالانوار, ج70, ص25.
29 ) العيون العبرى, ص140 و 141.
30 ) مقتل مقرم, ص363.
31 ) بحارالانوار, ج70, ص381.
32 ) ميزان الحكمه, ج3, ص188.
33 ) شيخ جعفر نقدى, زينب كبرى, ص224.
34 ) ذبيح الله محلاتى, فرسان الهيجإ, ج1, ص183.
35 ) براى بررسى بيشتر درباره ياران امام حسين(ع) به كتابهاى ذيل مراجعه كنيد:
- ابصارالعين فى انصار الحسين(ع), شيخ طاهر سماوى.
ـ انصارالحسين, شيخ محمد مهدى شمس الدين.
ـ الدوافع الذاتيه لانصار الحسين(ع), محمد على عابدين.
ـ فرسان الهيجإ, شيخ ذبيح الله محلاتى.


 

كتابهاي مقتل و روضه
جستجو
اوقات شرعی

در محضر امام حسين (عليه السلام)
برخورد رسول اكرم با امام حسن و حسين عليهم السلام
قال الامام الحسين (عليه السلام): دخلتُ أنا و اَخي علي جدّي رسول الله - صلي الله عليه و آله - فَأجلَسَني علي فَخْذِه الاَيسرِ و أجَلَسَ اَخي الْحَسَنُ عَلي فَخْذَه الاَيمَن ... . امام حسين (عليه السلام)فرمودند: روزي من و برادرم حسن به حضور جدم رسول اكرم - صلي الله عليه و آله - رسيديم، حضرت مرا به زانوي چپ و برادرم را بر زانوي راست خود نشاند، بعد ما را تنگ در آغوش كشيد و فرمودند: پدر و مادرم فداي شما دو امام باد. «بحار الانوار، ج 36، ص 255»
آمار بازدیدکنندگان
280امروزmod_vvisit_counter
1305دیروزmod_vvisit_counter
280این هفتهmod_vvisit_counter
4410هفته گذشتهmod_vvisit_counter
12862این ماهmod_vvisit_counter
14353ماه گذشتهmod_vvisit_counter
1392293کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 16 مهمان حاضر
IP شما: 54.158.248.167
 , 
امروز: 02 مهر 1396
مطالب سایت

بازکردن | بستن